خبرنامه سايت

با عضو شدن در خبرنامه هم از به روز شدن سایت مطلع می شوید هم مطالب سودمند به ایمیلتان فرستاده می شود.




آمار بازدیدکنندگان.

1296
امروز44
دیروز73
مجموعاً1296

بحثی پیرامون غلو PDF چاپ نامه الکترونیک
عمومی
نوشته شده توسط hagh   
پنجشنبه, 15 بهمن 1388 ساعت 01:17

پرهیزاندن از غلو در دوست داشتن امام على
۶۰۹۰/امام على علیه السلام: پیامبر خدا مرا فرا خواند و فرمود: «در تو نمونه‏اى از عیسى‏علیه السلام است. یهود با وى دشمنى ورزیدند، تا آن جا که به مادرش تهمت زدند؛ و نصارا او را دوست داشتند، تا آن جا که وى را در جایگاهى قرار دادند که جایش نبود».
بدانید که دو گروه درباره من به هلاکت مى‏افتند: دوستدارانى که مرا به آنچه در مورد من صادق نیست، ستایشم مى‏کنند؛ و بدخواهانى که دشمنىِ با من آنان را به تهمت زدن به من وا مى‏دارد. (۶۱)


۶۰۹۱/پیامبر خداصلى الله علیه وآله: اى على! ماجراى تو مانند ماجراى عیسى بن مریم است که قومى او را دوست داشتند و در دوست داشتن او زیاده‏روى کردند و در نتیجه درباره وى به هلاکت افتادند. گروهى او را دشمن داشتند و در دشمنْ داشتنِ او زیاده‏روى کردند و آنان نیز هلاک شدند. گروهى هم درباره او میانه‏روى کردند و نجات یافتند. (۶۲)
۶۰۹۲/پیامبر خداصلى الله علیه وآله: اى على! مَثَل تو در امّتم مَثَل عیسى بن مریم است. قوم او سه گروه شدند: گروهى مؤمنان، که همان حواریان‏اند؛ گروهى دشمنان وى، که یهودند؛ و گروهى که درباره وى زیاده‏روى کردند و در نتیجه از ایمان، خارج شدند.
امّت من نیز درباره تو سه گروه مى‏شوند: گروهى شیعیان تو، که مؤمنان‏اند؛ گروهى دشمنان تو، که پیمان‏شکن‏اند؛ و گروهى که درباره تو زیاده‏روى مى‏کنند، که همان منکرانِ پیشى‏گیرنده‏اند.
پس، تو - اى على - و شیعیانت در بهشتید و دوستداران شیعیانت در بهشت‏اند، و دشمنانت و غلوکنندگان درباره تو، در آتش‏اند. (۶۳)
۶۰۹۳/امام على‏علیه السلام: گروهى آن قدر مرا دوست مى‏دارند که وارد آتش مى‏شوند. گروهى نیز آن قدر مرا دشمن مى‏دارند که وارد جهنّم مى‏گردند. (۶۴)
۶۰۹۴/امام على علیه السلام: دو کس درباره من هلاک مى‏شوند: دوستدار افراطى و دشمنِ تهمت‏زن. (۶۵)
۶۰۹۵/امام على علیه السلام: دو کس درباره من هلاک مى‏شوند: افراطکار غُلُوکننده و دشمن تهمت‏زن. (۶۶)
۶۰۹۶/امام على علیه السلام: دو کس درباره من هلاک مى‏شوند: دوستدار زیاده‏رو و تهمت‏زنِ دروغ بند. (۶۷)
۶۰۹۷/امام على علیه السلام: دو گروه درباره من هلاک مى‏شوند: دوستداران افراطکارى که دوست داشتن، آنان را به سوى غیر حقیقت مى‏کشاند؛ و دشمنانى افراطکار که دشمن داشتن، آنان را به موضعى غیرمنصفانه مى‏کشاند. بهترین حالت مردم درباره من، میانه‏روى است. پس به این گروه (میانه‏روها) بپیوندید. (۶۸)
۶۰۹۸/امام على علیه السلام: خداوندا! من از غالیان (ستایندگان افراطى) بیزارم، همانند بیزارى عیسى بن مریم از نصارا. خداوندا! همواره آنان را خوار ساز و هیچ یک از آنان را یارى نرسان. (۶۹)
۶۰۹۹/امام على علیه السلام: دو گروه درباره من هلاک مى‏شوند و گناهى متوجّه من نیست: دوستداران زیاده‏رو و دشمنان زیاده‏رو. و من از کسانى که در حقّ ما زیاده‏روى مى‏کنند و ما را بالاتر از حدّ خودمان مى‏برند، به سوى خداوند خجسته والا بیزارى مى‏جویم، همانند بیزارى جُستن عیسى بن مریم از نصارا. (۷۰)
ر. ک: اهل بیت در قرآن و حدیث، ج ۲، ص ۸۰۳ (غلوّ کردن درباره اهل بیت).

بحثى درباره احادیث غُلُو
پدیده «غلو» و مبارزه پیگیر امامان‏علیهم السلام با این پدیده، از جمله مسائل مهمّ تاریخى اسلام است که باید در پژوهشى مستقل و به گونه‏اى گسترده به بحث و بررسى نهاده شود. آنچه در این جا مى‏آوریم، توضیحى است کوتاه درباره احادیثى که گذشت. از این روست که به تفصیل نمى‏گراییم و بحث را به گونه‏ها و پیامدهاى غلو، نمى‏کشانیم.
با این حال، یادآورى این نکته لازم است که اهل بیت‏علیهم السلام بیشترین مبارزه را با پدیده «غلو» داشته‏اند و در رویارویى با این جریان، از هیچ گونه کوششى دریغ نورزیده‏اند؛ گرچه اکنون، در کمال شگفتى، آنان و پیروان راستینشان به غلو، متّهم‏اند و کسانى، با هر انگیزه‏اى، مى‏کوشند آن بزرگواران و پیروان آنان را به «غلو» و باورِ به آن بیالایند. آیا این، یکى دیگر از جلوه‏هاى مظلومیّت آن سروران نیست؟
شگفت‏انگیزتر، این که این اتّهام واهى را کسانى مى‏پراکَنند که آثار مکتوب و نگاشته‏هاى مختلفشان از غلو و افراط درباره پیشوایان و رهبرانشان آکنده است؛ یعنى سخن گفتن به غلو و افراط درباره کسانى که در ویژگى‏ها و فضایل ادّعا شده، گاه، جایگاهى در «حدّ اقل» داشته‏اند. و آیا این از شگفتى‏هاى تاریخ نیست؟!
یک. غلو چیست؟
غلو، در لغت به معناىِ «فراتر از حد و اندازه رفتن»، «افراط کردن» و «باور داشتن به صفات بى حد و مرز درباره کسى یا چیزى» است.
در معناىِ اصطلاحىِ آن نیز عالمان، قید «فراتر از حد» را آورده و بدان تأکید کرده‏اند. به مَثَل، شیخ مفیدرحمه الله پس از معناى لغوى آن، چنین نوشته است:
از جمله متظاهران به اسلام، غالیان هستند که امیر مؤمنان و امامانى از نسل آن حضرت را به خداوندگارى و پیامبرى نسبت مى‏دهند و در برخوردارى آنان از فضل در دین و دنیا، به گونه‏اى توصیف‏شان مى‏کنند که از حد، برون مى‏شود و از میانه‏روى در مى‏گذرد.... (۷۱)
بدین سان، جریان غلو، جریانى است کفرآمیز. بر همین اساس، پیشوایان الهى به هیچ روى، در برابر آن، کوتاه نیامدند و تمام توان خویش را براى مبارزه با این انحراف فکرى به کار گرفتند و این، حقیقتى است آشکار.
دو. غلو در دوستى و دشمنى
اینک به اختصار، به روایاتى خواهیم پرداخت که متن آنها در فصل پنجم آمد؛ روایاتى که در آنها از غلو و افراط در دوستى و دشمنى با امام على‏علیه السلام نهى شده و این حالت، بسى خطرناکْ توصیف گردیده است.
پرسشى که در این زمینه مطرح است، این است که: مقصود از خطرناک بودن افراط در مِهرورزى به على‏علیه السلام چیست؟ آیا واقعاً شدّت محبّت به على‏علیه السلام خطرناک است؟ اگر چنین است، چرا در احادیث اسلامى بر عشق و مهرورزى به آن حضرت، این همه تأکید شده است؟
پرسش دیگر، این است که: در این احادیث، افراط در دشمنى با امام‏علیه السلام نیز خطرناکْ توصیف شده است. آیا مفهوم آن، این است که برخى اقسام دشمنى با امام‏علیه السلام، خطرناک نیست؟
براى پاسخ گفتن به این پرسش‏ها، توجّه به دو مقدّمه ضرورى است:
مقدّمه اوّل، این که: «دوستى و دشمنى، از امور غیر اختیارى است». چنین نیست که انسان، هر کس را که مى‏خواهد، بتواند دوست بدارد و بدو عشق بورزد؛ و هر کس را که نمى‏خواهد، بتواند بدو کین بورزد؛ بلکه مهر و کین، تابع مقدّمات، زمینه‏ها و اسباب آن دو است. این زمینه‏ها و اسباب، گاه فطرى و طبیعى‏اند و گاه عارضى.
انسان‏هاىِ پاک‏سرشت به خاطر فطرت‏هاىِ زلال خویش، پاکى‏ها و پاکان را دوست مى‏دارند و از زشتى‏ها و پلیدى‏ها روى مى‏گردانند؛ امّا انسان‏هاىِ ناپاک، زشتخو و پلید، به پلیدى‏ها و ناپاکان گرایش دارند و پاکى و درستى را بر نمى‏تابند. چنین است که در احادیث بسیارى، «مهرِ على‏علیه السلام» نشانِ حلالزادگى و «کین على‏علیه السلام» بیانگر حرامزادگى تلقّى شده است.
مقدّمه دوم، این که: «تکلیف، ابتدائاً به امور غیر اختیارى تعلّق نمى‏گیرد». به دیگر سخن، دوستى و دشمنى، دستورى نیست و انسان نمى‏تواند بر اساس دستور، کسى را دوست بدارد یا به کسى کین بورزد؛ بلکه اگر مبادىِ دوستى با کسى در دلْ شکل بگیرد، دوستى تحقّق مى‏یابد؛ و اگر مقدّمات و اسباب دشمنى با کسى در دلْ فراهم آید، دشمنى شکل مى‏گیرد، و گرنه، نه!
بدین ترتیب، باید تأکید کرد که تکلیف به دوستى و یا دشمنى، به معناىِ تکلیف به مقدّمات و یا تکلیف به ترتّب آثار آنها خواهد بود.
نتیجه. از این دو مقدّمه، چنین نتیجه مى‏گیریم که:
۱/ تکلیف به دوستى با امام‏علیه السلام، به معناى تکلیف به مقدّمات محبّت اوست و نهى از دشمنى با او نیز به معناى نهىِ از ایجاد زمینه‏هاى دشمنى با آن امام‏علیه السلام است.
۲/ هشدار به افراط در دوستى و دشمنى با امام‏علیه السلام، بر حذر داشتن از تجاوز از مرز حق و عدل در ترتّب آثار دوستى و دشمنى است.
به دیگر سخن، مبدأ محبّت به على‏علیه السلام و عشق به آن بزرگوار، شناخت اوست. على‏علیه السلام سرچشمه فضایل، خاستگاه زیبایى‏ها و تجسّم عینى ارجمندى‏ها و والایى‏هاى انسان کامل است و اگر کسى او را به درستى بشناسد، نمى‏تواند بدو عشق نورزد. از این رو مى‏توان گفت که تکلیف به دوست داشتنِ على‏علیه السلام، تکلیف به شناخت و معرفت اوست.
نیز نهى از افراط در دوست داشتن على‏علیه السلام، به معناىِ جلوگیرى از باورهاى اغراق‏آمیز یا سخنان دور از حق، و گفتارهاى خارج از حدّ و مرز درباره وى است.
«خطرناک بودن افراط در دوست داشتن على‏علیه السلام - که در روایات آمده است - نیز به همین معناست و هرگز در جهت کاستن از شدّت محبّت به وى نیست؛ بلکه تأکید و هشدار براى جلوگیرى از سوءاستفاده از ادّعاى محبّت به امام‏علیه السلام است تا دوست داشتن على‏علیه السلام، زمینه گزافه‏گویى‏ها و خُرافه‏پراکنى‏ها نشود و ادّعاى دوستى به آن حضرت، مقدّمه گفتن مطالب غیرواقعى درباره على‏علیه السلام نشود. آنچه درباره افراط در دشمنى با على‏علیه السلام آمده (موجب هلاک شدن) نیز چنین است.
بنا بر این، روایت‏ها نمى‏خواهند بگویند اگر دشمنى با على‏علیه السلام به افراطْ آمیخته نشود، خطرناک نیست. نه، هرگز! بلکه مى‏خواهند تأکید کنند که افراط در دشمنى با او، خطرناک‏تر است؛ یعنى ممکن است کسى به خاطر حرامزادگى، یا به دلیلى دیگر و یا به خاطر مقدّماتى که فراهم آورده است، نتواند على‏علیه السلام را دوست بدارد؛ امّا مى‏تواند از مرز، پا بیرون ننهد، از حق و عدلْ تجاوز نکند، ناسزا نگوید و به جنگ علیه او قیام نکند.
به دیگر سخن، آنچه هلاکت را در پى مى‏آورد، تنها ناپاکىِ خانوادگى و سایر امور غیر اختیارى نیست؛ بلکه سبب هلاکت، افراط و گذر از مرزها و ترتّب آثار دشمنى است.
سه. تضادّ على‏دوستى با انحراف
موضوع دیگرى که در تبیین احادیثى که افراط در دوستى با امام على‏علیه السلام را خطرناک تلقّى کرده‏اند باید به بحث و بررسى نهاده شود، این است که چگونه مهرورزى به امام‏علیه السلام مبدأ انحرافِ «غلو» مى‏گردد؟
اصولاً عشق، عاشق را تابع معشوق مى‏سازد. بر همین اساس، کسى که عاشق على‏علیه السلام است، نمى‏تواند کارى را انجام دهد که امام‏علیه السلام او را از آن، باز داشته است. آیا مى‏توان تصوّر کرد که کسى به على‏علیه السلام عشق بورزد، ولى برخلاف رضاى او به انحراف غلو، گرفتار آید؟
در کتاب دوستى در قرآن و حدیث، (۷۲) این حقیقت، به گستردگى، تبیین گشته است که دوست داشتن خداوند متعال و اولیاى او، کیمیاى سازندگى و اوج عظمت و والایى است. پس چگونه مى‏توان باور کرد کسى به کیمیاى محبّت علوى دست یابد، امّا با گرفتار شدن در بیمارى غلو، هلاک شود؟
پاسخ، این است که آن دسته از محبّت‏هایى که به انحراف، مرزشکنى، زیاده‏روى و افزونگویى مى‏انجامند، بى‏تردید، محبّت حقیقى نبوده، بر معرفت علوى استوار نیستند. چنین محبّت‏هایى، ریشه در جهل و یا انگیزه‏هاى پوچِ نفسانى دارند. در بررسى «ریشه‏هاى غلو»، به این موضوع، خواهیم پرداخت.
چهار. ریشه‏هاى غلو
غلو و جریان غالیان، از جهات متعدّدى قابل بحث و شایان توجّه است:
به لحاظ تاریخى، کند و کاو در خاستگاه غلو و زمینه‏هاى درونْ‏دینى و برونْ‏دینى آن، چگونگى شکل‏گیرى و روند آن، و نیز پیامدها و آثار آن، از جمله پژوهش‏هاى برجاى‏مانده‏اند؛
همچنین به لحاظ معرفتى، شناخت شخصیّت و گرایش‏هاى فکرى و مکتبى و مواضع دینى غالیان (بویژه چهره‏هاى برجسته و بلندآوازه آنان)، چرایى گرایش به غلو، درک غالیان از مفاهیم دینى، گونه‏هاى پرداختن آنان به قرآن و تفسیر آیات الهى، و... در خور پژوهش‏هایى گسترده‏اند.
اکنون و در این مجال اندک، از میان بحث‏هاى مختلفِ لازم درباره غالیان، به روان‏شناسى آنان مى‏پردازیم و در پاسخیابى این سؤال که: «چرا گروهى از مدّعیانِ پیروى از امام على‏علیه السلام و اهل بیت‏علیهم السلام، به انحراف "غلو" دچار آمدند؟» اندکى تأمّل مى‏کنیم.
این پژوهش، افزون بر این که به لحاظ تاریخى، در جریان‏شناسى اندیشه‏هاىِ گونه‏گون حوزه تفکّر شیعى مهم است، به گونه‏اى هشدار براى پیشگیرى از شکل‏گیرى اندیشه‏هاى غلوآمیز و دچار شدن طبقه اندیشه‏مند جامعه به این بیمارى خطرناک و نیز تأکیدى بر اعتدال در باورها و اندیشه‏هاست.
پیش‏تر، در ضمن تحلیلى که درباره روان‏شناسى خوارج و ریشه‏یابى تندروى‏هاى آنان و بازشناسى زمینه‏هاى افراط آنان در اندیشه و عمل داشتیم، به این نتیجه دست یافتیم که افراطیگرى و تندروى آنان - که در روایات به «تعمُّق در دین» توصیف شده است - از یک سو در جهل و از سوى دیگر در دنیاگرایى و فریفته شدن در جذبه‏ها و کشش‏هاى دنیوى، ریشه داشته است. (۷۳)
اکنون، تأکید مى‏کنیم که افراط در «دوست داشتنِ اولیاى دین» نیز به واقع، یکى از شاخه‏هاى «تعمّق (تندروى) دینى» است. چنین است که در ریشه‏یابى جریان غلو و روان‏شناسى غالیان، جهلِ آنان از یک سو و دنیاگرایى و اسیر شدن آنان در هوس‏هاى زودگذر از سوى دیگر، چهره مى‏نماید.
سیاستبازان حاکم و دشمنان اهل بیت‏علیهم السلام نیز با توطئه‏اى پیچیده و حرکتى خزنده و نامرئى، از این فضا بهره مى‏جستند و براى بى‏اعتبار کردن مکتب اهل‏بیت‏علیهم السلام، کوچک شمردنِ آموزه‏هاى ارجمند آنان، و ناهنجار جلوه دادن چهره پیروان راستین آنان در میان مردم، تلاش مى‏کردند.
هشدارهاى امامان‏علیهم السلام و احادیث روایت شده از اهل بیت‏علیهم السلام نشان مى‏دهند که دشمنان اهل بیت، بیشترین نقش را در جریان غلو و یا دست کم در نشر اندیشه‏هایى که غالیان به آنها معتقد بودند، ایفا کرده‏اند و در پى آنها، جهلْ‏مداران و هواپرستان و دنیاگرایان - که به واقع، زمینه‏ساز ساخت و پرداخت و نشر آن گونه اندیشه‏ها بوده‏اند -.
پنج. ستیز پیگیر و ژرف امامان با جریان غلو
امامان‏علیهم السلام که همواره مؤمنان و پیروان خود را به «اعتدال در اندیشه و عمل» فرا مى‏خواندند، غلو را آفتى خطرناک و بس شکننده براى سراى مکتب، تلقّى کرده‏اند. آن بزرگواران براى برچیدن بساط غالیان و ریشه‏کن ساختن اندیشه غلو، از هیچ کوششى دریغ نورزیده‏اند: گاه به «کُفر» غالیان تصریح کرده‏اند، گاه «فرجام هلاکتبار» آنان را بر نموده‏اند، گاه «بیزارى خود از آنان» را با صراحت تمام، اعلان کرده‏اند، و دیگر گاه، «عمق انحراف و ابعاد کژاندیشى و کج‏باورى آنان» را اعلام داشته‏اند.
آن بزرگواران، پیوسته به جامعه شیعى هشدار داده‏اند که بیدارى خود را حفظ کنند تا در کمند غالیانْ گرفتار نیایند؛ بویژه نسبت به تأثیرپذیرى جوانان شیعه (۷۴) از آنان، به شدّتْ هشدار داده‏اند.
اینک و در این مجال اندک، برخى از نمودهاى مبارزه امامان‏علیهم السلام با جریان غلو را به همراه برخى متون احادیث مى‏آوریم:
مبارزات امامان با غُلُو
الف. ارائه معیار براى پیشگیرى از غلو
على بن ابى طالب‏علیه السلام و فرزندان پاکش براى جلوگیرى از دچار شدن پیروانشان به تندروى‏هاى تباهى‏آفرین و افراطهاى عزّت‏سوز، اندیشه و سیره و رفتار و باورهاى استوار کلامى، اخلاقى و عملى اهل بیت‏علیهم السلام را براى آنان معیار قرار داده‏اند و آنان را به در نگریستن، شناختن، تأمّل کردن و سپس ملتزم بودنِ بدانها فرا خوانده‏اند. على‏علیه السلام مى‏فرماید:
لا یُقَاسُ بِآلِ مُحَمَّدٍصلى الله علیه وآله مِن هذِهِ الاُمَّةِ أَحَدٌ، وَلا یُسَوَّى بِهِم مَن جَرَت نِعمَتُهُم عَلَیهِ أَبَداً: هُم أَسَاسُ الدِّینِ، وَعِمَادُ الیَقِینِ. إلَیهِم یَفِی‏ءُ الغَالی، وَبِهِم یُلحَقُ التَّالی.
هیچ کس از این امّت را با خاندان محمّدصلى الله علیه وآله نمى‏توان سنجید و هرگز پرورده نعمت آنان را با آنان مساوى نمى‏توان دانست. آنان، پایه دین و ستون یقین‏اند. هر کس از حدْ در بگذرد، باید به آنان برگردد و هر که باز ماند، باید به آنان بپیوندد. (۷۵)
نیز حضرت رضاعلیه السلام مى‏فرماید:
نَحنُ آلَ مُحَمَّدٍصلى الله علیه وآله، النَّمَطُ الأَوسَطُ الَّذى لا یُدرِکُنا الغالى و لایَسبِقُنَا التالى؛
ما خاندان محمّدصلى الله علیه وآله، بر روش میانه‏اى هستیم که غالیان، ما را درک نمى‏کنند وواماندگان، بر ما پیشى نمى‏گیرند. (۷۶)
چنین است راه حق و حقیقت ناب. یعنى دانشِ هدایت‏آفرین، الگوى حقیقت‏نما، آغاز بى‏گم‏راهى، و فرجامِ روشنِ ارجمند، همه و همه در این خانه و از این خانه و با این خانه است.
امام باقرعلیه السلام به سَلَمة بن کُهیل و حَکَم بن عُیَینه مى‏فرماید:
شَرِّقا و غَرِّبا؛ لَن تَجِدا عِلماً صَحیحاً إلّا شَیئاً یَخرُجُ مِن عِندِنا أهلَ البَیتِ؛
به شرق و غرب بروید؛ ولى از دانش صحیح، هرگز چیزى جز آنچه از نزد ما، اهل بیت بیرون مى‏آید، در نخواهید یافت. (۷۷)
بدین سان، امامان‏علیهم السلام (و بیش و پیش از همه آنان، على‏علیه السلام) کوشیده‏اند تا دانش معیار، سلوک معیار و باور و وضع و رفتار معیار را در «عینیّت زندگى» پیشوایان الهى نشان دهند و بر این معیارگرایى و التزام به سنّت آن عزیزان - که همان حقّ محضى است که پیامبر خدا فرمود: «هُم مَعَ الحَقِّ و الحَقُّ مَعَهُم؛ آنان با حق‏اند و حق با آنان است» (۷۸) - تأکید کنند تا مؤمنان و پیروان آنان از افراط و تفریط برهند و بر «صراط مستقیم»، استوار آیند.
ب. بر حذر داشتن از غلو
على‏علیه السلام و دیگر امامان‏علیهم السلام، در نهایت صراحت و شدّت و با حساسیّت ویژه‏اى، مسلمانان را از گرفتار آمدن در دام «غالیان» و «اندیشه‏هاى غالیانه» بر حذر داشته‏اند و به آنان، نسبت به اندیشه‏هایى از آن دست، هشدار داده‏اند. على‏علیه السلام مى‏فرماید:
إیّاکُم و الغُلُوَّ فِینا. قُولُوا إنّا عَبیدٌ مَربوبون و قُولُوا فی فَضلِنا مَا شِئْتُم؛
از غلوّ در حقّ ما بپرهیزید. [درباره ما] بگویید که «بندگان تربیت‏شده خداوند» هستیم و آن گاه، در فضایل ما، هر چه مى‏خواهید، بگویید. (۷۹)
روشن است که مقصود امام‏علیه السلام ذیل حدیث (یعنى عبارت: «در فضایل، هر چه مى‏خواهید، بگویید»)، هر گونه سخن و هر بافته بى‏پایه‏اى نیست؛ بلکه تکیه سخن و جانِ کلام، این است که: ما تربیت‏شده خداوند» و تکامل‏یافته طریق عبودیّتیم؛ عبدیم و در این پایگاه و جایگاه، به فضایل والاى انسانى و تمامت برترى‏هاى سلوکى، دست یافته‏ایم؛ «انسان کامل»یم و کمال در انسانیّت، از آن ماست و البته به همان گونه که غلو درباره ما روا نیست، انکار فضایل ما و تن زدن از باورهاى استوار و درست درباره ما - که شاید به پندار شما راست نیاید و توان درک و فهم آن را نداشته باشید - نیز روا نیست.
بدانید که ما «بندگان خداوند» و «تربیت‏یافتگان خداوند» هستیم. این دو نکته را بدانید و بر آنها تأکید کنید. آن گاه، بدانید که ما، در سلوک عابدانه در سایه ربوبیّت الهى، تا بدان جا رفته‏ایم که «مرغ بلندپرواز خیال شما توانِ اوج گرفتن تا قلّه شخصیّت ما را ندارد». پس، نه غلو، افزون‏باورى و فزون‏گویىِ بى‏پایه، و نه کوته‏انگارى، سنجش با دیگران و نگریستن از سر انکار نسبت به فضایل ما! این، همان نکته دقیقى است که در حدیث امام على‏علیه السلام آمده است:
لایُقاسُ بِآلِ مُحَمَّدٍصلى الله علیه وآله مِن هذِهِ الاُمَّةِ أحَدٌ؛ (۸۰)
هیچ کس از این امّت، با خاندان محمّدصلى الله علیه وآله سنجیده نمى‏شود.
شگفتا که امام صادق‏علیه السلام، غالیان (این مدّعیان «محبّت» و داعیه‏داران «شیفتگى» به آن بزرگواران) را همسنگ فاسقان انگاشته، از اقتدا نمودن به آنان در نماز (امام جماعت قرار دادن آنان) نهى کرده است. ایشان مى‏فرماید:
لاتُصَلِّ خَلفَ الغالى، و إن کانَ یَقولُ بِقَولِکَ؛
پشت سر غالى، نماز مگذار، گر چه به ظاهر، هم‏نظر تو [در تشیّع] باشد. (۸۱) در آموزه‏هاى امامان‏علیهم السلام این گونه هشدارها و بیدارباش‏ها فراوان‏اند که همه و همه، به نوعى نشانگر خطرسازى جدّى این گونه اندیشه‏ها براى تفکّر دینى و معارف شیعى است.
ج. چهره‏نمایى از غالیان
جریان‏شناسى غالیان نشان مى‏دهد که آنان در نیک‏نمایىِ خود، کوششى شگفت داشته‏اند و راویان آنان کوشیده‏اند تا جریان‏آفرینان و پیشوایان فکرى‏شان را پیراسته نموده، شخصیّت آنان را با ساخت و پرداخت سخنانى از امامان‏علیهم السلام بر کشند.
البتّه امامان‏علیهم السلام در رویارویى با این جریان، همواره از چهره تزویرگرا و فسادانگیز آنان پرده برگرفته، آنان را عناصرى فریبکار و تزویرگرا شناسانده‏اند. امام على‏علیه السلام مى‏فرماید:
اِتَّقُوا اللَّهَ، لا یَخْدِعَنَّکُمْ إنْسانٌ و لا یَکْذِبَنَّکُمْ إنْسانٌ، فَإنَّما دینى دینٌ واحِدٌ، دینُ آدَمَ الذى ارْتَضاهُ اللَّهُ. وَ إنَّما أنَا عَبْدٌ مَخْلوقٌ و لاأمْلِکُ لِنَفْسى نَفْعاً و لاضَرّاً إلّا ما شاءَ اللَّهُ، وَ ما أشاءُ إلّا ما شاءَ اللَّهُ؛
از خدا پروا کنید. کسى شما را گول نزند و کسى به شما دروغ نگوید. دین من، یک دین است: دین آدم‏علیه السلام که خدا برایش برگزید. من بنده‏اى آفریده‏شده‏ام و اختیار هیچ سود و زیانى را براى خود ندارم، جز آنچه خدا بخواهد؛ و من، جز آنچه را خدا بخواهد، نمى‏خواهم. (۸۲)
د. نقش دشمنان در ساختن احادیث اخبار غلوآمیز
در زندگانى سیاسى و فرهنگى امامان‏علیهم السلام، توجّه به نقش تخریبى دشمن، جاى بسى تأمّل دارد.در مقامى، حضرت باقرعلیه السلام از این توطئه فرهنگى پرده برگرفته و تصریح کرده است که شبکه‏هاى تبلیغى دشمن براى وارونه‏نمایى چهره امامان‏علیهم السلام و مشوّه جلوه دادن اندیشه‏هاى آنان، سخنان ناهنجار، نااستوار و گاه حتى نفرت‏آفرین برمى‏ساختند و به آن بزرگواران، نسبت مى‏دادند و مى‏پراکندند. (۸۳)
در جهت افشاى این توطئه فرهنگى، حضرت رضاعلیه السلام نیز سخنى بس تنبّه‏آفرین دارد. در این سخن، امام‏علیه السلام به صراحتْ نشان داده است که «احادیث غلو» از سوى زشت‏خویانِ فرهنگ‏ستیز، ساخته و پراکنده شده‏اند تا بدین وسیله فرهنگ شیعى را آلوده ساخته، نگاه مردمان را به امامان‏علیهم السلام و پیروان راستین آنان، وارونه کنند. سخن امام‏علیه السلام را بنگریم:
... إنَّ مُخالِفینا وَضَعوا أخباراً فى فَضائِلِنا و جَعَلُوها عَلى‏ ثَلاثَةِ أقسامٍ: أحَدُهَا الغُلُوُّ، و ثانیهَا التَقصیرُ فى أمرِنا، و ثالِثُهَا التَصریحُ بِمَثالِبِ أعدائِنا. فَإذا سَمِعَ النّاسُ الغُلُوَّ فینا، کَفَّروا شیعَتَنا و نَسَبوهُم إلَى القَولِ بِرُبوبِیَّتِنا، و إذا سَمِعُوا التَقصیرَ، اعتَقَدوهُ فینا، و إذا سَمِعوا مَثالِبَ أعدائِنا بِأَسمائِهِم، ثَلَبونا بِأَسمائِنا؛ (۸۴)
... مخالفان ما، در فضایل ما اخبارى (احادیثى) ساخته‏اند و آنها را سه دسته قرار داده‏اند: یکى اخبار غلوآمیز؛ دوم، اخبارى که در آنها در حقّ ما کوتاهى کرده‏اند؛ و سوم، اخبارى که به صراحت از دشمنان ما اسم مى‏برند و از آنان بدگویى مى‏کنند.
چون مردم، هرگاه اخبارى را که در آنها درباره ما غلو شده است، بشنوند، پیروان ما را تکفیر مى‏کنند و اعتقاد به «خدا بودنِ ما» را به آنان نسبت مى‏دهند؛ و هر گاه اخبارى را که در آنها در حقّ ما کوتاهى شده است، بشنوند، آنها را در حقّ ما باور مى‏کنند؛ و هر گاه اخبارى را که در آنها به صراحت از دشمنان ما اسم برده شده و بدگویى شده است، بشنوند، به نام ما بى‏حرمتى مى‏نمایند.
این، گفتارى است تکان‏دهنده و هشیارى‏آفرین براى همه آنان که به فرهنگ ناب و آموزه‏هاى پیراسته و اصیل اهل بیت‏علیهم السلام توجّه دارند.
ه . اعلان بیزارى از غالیان
براى استوارسازى فرهنگِ ستیز با غالیان و جلوگیرى از نشر اندیشه‏هاى غلوآمیز، امامان‏علیهم السلام به صراحت از غالیان، بیزارى (برائت) جسته و با تعابیر مختلف و عناوین گونه‏گون، بیزارى خود را از آنان اعلام داشته‏اند. امام على‏علیه السلام مى‏فرماید:
اللَّهُمَّ إنى بَرى‏ءٌ مِنَ الغُلاةِ، کَبَراءَةِ عیسَى بنِ مَریَمَ مِنَ النّصارى‏. اللَّهُمَّ اخْذُلْهم أبَداً و لاتَنصُرْ مِنهُم أَحَداً. (۸۵)
بار خدایا! من از غالیانْ بیزارم، همان گونه که عیسى بن مریم از [غالیان] نصارا بیزار بود. بار خدایا! آنان را براى همیشه تنها و بى‏یاور گذار و احدى از آنان را یارى نرسان!
سایر امامان خاندان رسالت نیز با شدّت، از غالیان، بیزارى جسته‏اند. بخشى از سخنان تأمّل‏برانگیز آنان در کتاب اهل بیت در قرآن و حدیث با عنوانِ «بیزارى اهل بیت از غالیان» آمده است. (۸۶)
و. مهدور الدم بودن غالى
جریان‏شناسى غالیان در تاریخ اسلام و بویژه در تاریخ تشیّع، نشان مى‏دهد که پدیده «غلو» در جامعه اسلامى نمادها و نمودهاى گونه‏گونى داشته است. اوج این جریان ناهنجار، باور به اُلوهیّت على‏علیه السلام و گاه، دیگر امامان‏علیهم السلام بوده است.
در برابر، امام على‏علیه السلام نیز نهایت شدّت را نسبت به این جریان، معمول داشته، براى جلوگیرى از این آفتِ بس خطرناک و فسادآفرینِ اعتقادى و فرهنگى، باورمدارانِ بِدان را «کافر» و «مهدور الدم» اعلام کرده است.
بر پایه احادیث مُستَفیض، امام على‏علیه السلام در دوران حکومت خود، جمعى از این کسان را به قتل، تهدید نمود و وقتى آنان از باور پلید و انحرافى خود دست برنداشتند، دستور قتل جمعى آنان را صادر کرد. (۸۷)
پاورقى
۶۱/ مسند ابن حنبل: ۱/۳۳۷/۱۳۷۷، المستدرک على الصحیحین: ۳/۱۳۳/۴۶۲۲/
۶۲/ الأمالى، طوسى: ۳۴۵/۷۰۹، بحار الأنوار: ۳۵/۳۱۹/۱۴، المناقب: ۳۲۵/۳۳۳/
۶۳/ المناقب: ۳۱۷/۳۱۸، مائة منقبة: ۱۰۳/۴۸/
۶۴/ فضائل الصحابة، ابن حنبل: ۲/۵۶۵/۹۵۲، المصنّف، ابن ابى شیبه: ۷/۵۰۶/۷۰/
۶۵/ فضائل الصحابة، ابن حنبل: ۲/۵۶۵/۹۵۱، تاریخ دمشق: ۴۲/۲۹۷ و۲۹۸/
۶۶/ فضائل الصحابة، ابن حنبل: ۲/۵۷۱/۹۶۴، تاریخ دمشق: ۴۲/۲۹۷، نثر الدرّ: ۱/۳۱۱/
۶۷/ نهج البلاغة: حکمت ۴۶۹، نثر الدرّ: ۱/۳۱۱، و نیز ر. ک: تفسیر فرات: ۴۰۴ و۴۰۵/
۶۸/ نهج البلاغة: خطبه ۱۲۷، و نیز ر.ک: مناقب الامام أمیر المؤمنین: ۲/۲۸۳/۷۴۷/
۶۹/ الأمالى، طوسى: ۶۵۰/۱۳۵۰، مناقب آل أبى طالب: ۱/۲۶۲ .
۷۰/ عیون أخبار الرضا: ۲/۲۰۱/۱، بحار الأنوار: ۲۵/۱۳۵/۶/
۷۱/ تصحیح الاعتقاد: ۱۳۱/
۷۲/ دوستى در قرآن و حدیث، محمّد محمّدى رى شهرى، ترجمه: سیّد حسن اسلامى، قم: دار الحدیث، ۱۳۷۹، اوّل.
۷۳/ ریشه‏ها، پیامدها، و چگونگى شکل‏گیرى این مسئله را در بحث یادشده، به تفصیل آورده‏ایم (ر. ک: ج‏۶، ص ۳۰۱ (جنگ نهروان / درآمد).
۷۴/ اهل بیت در قرآن و حدیث: ۲ / ۸۰۹ (ح ۱۲۴۵).
۷۵/ نهج البلاغة، خطبه ۲/
۷۶/ اهل بیت در قرآن و حدیث: ۲ / ۸۰۸ (ح ۱۲۴۶)
۷۷/ بحار الأنوار: ۲ / ۹۲ / ۲۰/
۷۸/ اهل بیت در قرآن و حدیث: ۱ / ۲۲۰ (ح ۲۷۴).
۷۹/ اهل بیت در قرآن و حدیث: ۲ / ۸۰۴ (ح ۱۲۳۵).
۸۰/ اهل بیت در قرآن و حدیث: ۱ / ۲۳۱ (ح ۳۰۲).
۸۱/ اهل بیت در قرآن و حدیث: ۲ / ۸۰۶ (ح ۱۲۴۴).
۸۲/ المحاسن، برقى: ۱ / ۲۴۵ / ۴۵۳/
۸۳/ ر. ک: ص ۴۲۳ (ح ۶۳۳۲).
۸۴/ اهل بیت در قرآن و حدیث: ۲ / ۸۲۶ (ح ۱۲۶۴).
۸۵/ اهل بیت در قرآن و حدیث: ۲ / ۸۱۰ (ح ۱۲۴۷).
۸۶/ اهل بیت در قرآن و حدیث: ۲ / ۸۱۰ (ح ۱۲۴۷).
۸۷/ ر. ک: التهذیب: ۱۰ / ۱۳۸ / ۵۴۷، الکافى: ۷ / ۲۵۷ / ۸، کتاب من لا یحضره الفقیه: ۳ / ۹۰، الکافى: ۷ / ۲۵۹، تاریخ دمشق: ۳ / ۱۷۹، رجال الکشّى: ۲ / ۵۹۶ و ۱ / ۳۲۳/

 

نظر
افزودن نظر
+/-
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
 
:D:angry::angry-red::evil::idea::love::x:no-comments::ooo::pirate::?::(
:sleep::););)):0
 
آخرین بروز رسانی در پنجشنبه, 15 بهمن 1388 ساعت 13:44
 
(C) كليه حقوق معنوي اين سايت مطابق قوانين نرم افزاري متعلق به سايت فرزند كعبه مي باشد.