خبرنامه سايت

با عضو شدن در خبرنامه هم از به روز شدن سایت مطلع می شوید هم مطالب سودمند به ایمیلتان فرستاده می شود.




آمار بازدیدکنندگان.

1295
امروز43
دیروز73
مجموعاً1295

مشکلات جنسی حوانان PDF چاپ نامه الکترونیک
عمومی
نوشته شده توسط مديرسايت   
پنجشنبه, 08 بهمن 1388 ساعت 00:42

فریادهاى دردآلودى که از هر سو بلند است!


مى دانیم جوانى دوران «بحران» غرائز مخصوصاً «غریزه جنسى» است.

این غریزه اگر به صورت صحیحى رهبرى نگردد خرد کننده ترین ضربت را بر پایه خوشبختى و سعادت جوانان خواهد زد، و سرنوشت آنها را به کلى دگرگون خواهد ساخت.

نیروهاى خلاّق آنها، همچون غنچه هاى ناشکفته پرپر شده نابود خواهند شد، و «نبوغ» و «ابتکار» آنان که ممکن است سرچشمه افتخارات فراوانى براى خودشان یا اجتماع گردد مسلّماً به هدر خواهد رفت.

تعداد قربانیان این راه در میان جوانان کم نیستند و تعداد کسانى که پس از بیدارى از خواب گران خود، دردناک ترین تأسف و ندامت را بر روح خود احساس مى کنند نیز فراوانند.

و بسیارند کسانى که با آثار شوم این عدم رهبرى صحیح تا پایان عمر خویش دست به گریبان مى باشند!

* * *

 

نامه هاى فراوانى که تا کنون از عدّه اى از قربانیان این راه به دست ما رسیده مى تواند پرده از گوشه اى از این راز وحشتناک بردارد، و ما را در جریان این موضوع حساس و پر خطر بگذارد.

این «نامه ها» شامل اسرار ناگفتنى، وقایع دردناک و بهت آور است، و نویسندگان آنها همه، استمداد کرده و راه چاره خواسته اند.

حقیقت این است که ما هم تا این اندازه از توسعه و اهمیّت این خطر آگاه نبودیم، ولى


 با اطلاعاتى که به دست ما رسیده چاره اى جز این نداریم تا آن جا که از ما ساخته است و در قدرت داریم در راه بیدار ساختن جوانان و آگاه نمودن آنها به نقاط اصلى خطر از هیچ کوششى فروگذار نکنیم و از خداى بزرگ مى خواهیم که به ما و آنها در این راه کمک فرماید.


نخست اجازه بدهید گوشه اى از این نامه ها را که مى توان آن را درج نمود «عیناً» در اختیار شما بگذاریم:

* نامه اوّل

«... چون شما در نوشته هاى خود یادآور شده اید که: جوانان مشکلات خود را در موضوعات مختلف تشریح کنند به فرستادن این نامه مبادرت ورزیدم:

... مشکلى که من از آن رنج مى برم و نزدیک است مرا هلاک کند راجع به امور جنسى و تمایلاتى است که ذیلا برایتان تشریح مى کنم.

جوانى هستم ۲۳ ساله و محصل، از روزى که پا به دایره بلوغ گذاشتم بر اثر نداشتن تربیت صحیح و عدم مراقبت و بى اطلاعى به «یک نوع انحراف جنسى» مبتلا شده ام و «بدبختانه» هفت سال آن را ادامه داده ام!

اکنون به این بلاى خانمانسوز مبتلا هستم و هر چه در ترک آن کوشیده ام نتیجه اى نگرفته ام، ضررهاى آن را علاوه بر این که در کتاب هاى فارسى مطالعه نموده ام در بدن خود نیز مشاهده مى کنم: چشمم ضعیف شده، ضعف اعصاب، کم خونى، لرزش بدن، لاغرى و پژمردگى مرا بیچاره کرده است!

وقتى قلم به دست مى گیرم قدرت نوشتن ندارم، ناچار قلم را بر زمین مى گذارم تا وقتى کمى دستم قدرت پیدا مى کند دوباره مى نویسم!

ایمان ضعیفى در من وجود دارد، و با وجدانم دست به دست هم داده مرا سرزنش مى کنند.

ناچار در گوشه اى مى نشینم و تا مى توانم گریه مى کنم که چشمانم سرخ مى شود، خلاصه بیچاره و بدبختم و دادرس و فریادرسى ندارم!!...

شاید مایل باشید بدانید چرا با این که ضررهاى آن را مشاهده مى کنم آن را ترک نمى نمایم؟

در جواب خواهم گفت امروز ترک این کار (تقریباً) از نظر من محال است. هنگام تحریک شدن، اراده از من سلب مى شود بعد که به خود مى آیم کارم گریه است!...

گاهى به خدا التماس مى کنم و به درگاه امامان(علیهم السلام)متوسّل مى شوم... امّا هر چه التماس مى کنم کمتر نتیجه مى گیرم.

گاهى با خود فکر مى کنم مگر خدا و ائمه اطهار به افراد ناپاکى چون من توجّه ندارند؟!... ما درماندگانى، که حتّى به نزدیک ترین خویشان نمى توانیم درد دل خود را بگوییم دامن چه کسى را باید بگیریم؟

کاسه صبرم لبریز، و جانم به لب رسیده، به من رحم کنید و راه نجاتى به من معرّفى نمایید اگر دستور طبى در نظر دارید به من اطّلاع دهید. و مسلّم بدانید (و مى دانید) احتیاج به قدردانى امثال من ندارید اجتماع باید از شما قدردانى کند و پاداش شما با خداى بزرگ است.


کتاب مشکلات جنسی جوانان در قسمت دانلود موجود می باشد بدون عضویت هم دانلود ممکن است


www.110fk.com

نظر
افزودن نظر
+/-
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
 
:D:angry::angry-red::evil::idea::love::x:no-comments::ooo::pirate::?::(
:sleep::););)):0
 
فضیلتی از ابوبکر صدیق در قرآن |2010-02-08 21:54:19
[سوره التوبة (9): آيه 40]
إِلاَّ تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُما فِي الْغارِ إِذْ يَقُولُ
لِصاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنا فَأَنْزَلَ
اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَ أَيَّدَهُ
بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها وَ جَعَلَ
كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا السُّفْلى‏ وَ
كَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيا وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ (40)
ترجمه:
40- اگر او را يارى نكنيد خداوند (او را يارى خواهد كرد همانگونه كه در مشكلترين ساعات او را تنها نگذارد) آن هنگام كه كافران او را (از مكه) بيرون كردند در حالى كه دومين نفر بود (و يك نفر همراه او بيش نبود) در آن هنگام كه آن دو در غار بودند و او به همسفر خود مى‏گفت غم مخور خدا با ماست! در اين موقع خداوند سكينه (و آرامش) خود را بر او فرستاد و با لشكرهايى كه مشاهده نمى‏كرديد او را تقويت نمود و گفتار (و هدف) كافران را پائين قرار داد (و آنها را با شكست مواجه ساخت) و سخن خدا (و آئين او) بالا (و پيروز) است و خداوند عزيز و حكيم است

بله این آیه به اعتراف حتی شیعه ها در فضیلت ابوبکر ضدیق است این از تفسیر نمونه است:
" اين در حالى بود كه او دومين نفر بود" (ثانِيَ اثْنَيْنِ) اشاره به اينكه جز يك نفر همراه او نبود و اين نهايت تنهايى او را در اين سفر پر خطر نشان مى‏دهد و همسفر او ابو بكر بود.
تفسير نمونه، ج‏7، ص: 42
شیعه پاسخ می دهد  - پاسخ به فضیلت ابوبکر در قرآن |2010-02-09 08:32:15
سؤال: آيا اين ادعا كه آيه «غار» دلالت بر فضيلت ابوبكر دارد صحيح است؟
جواب: برخى از علماى اهل سنّت در مقابل آيه «شراء» كه در شأن اميرالمؤمنين(عليه السلام)
نازل شده، آيه «غار» را مطرح نموده اند و ادعا مى كنند كه اين آيه در شأن
ابوبكر نازل شده است آن
هنگامى كه پيامبر
(صلى الله عليه وآله) از مكه هجرت كرد و در غار با ابوبكر به جهت فرار از كفار پناه گرفت. خداوند متعال مى فرمايد: ( إِلاّ تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُما فِي الْغارِ إِذْ يَقُولُ لِصاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إِنَّ اللهَ مَعَنا فَأَنْزَلَ اللهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُود لَمْ تَرَوْها وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا السُّفْلى وَكَلِمَةُ اللهِ هِيَ الْعُلْيا وَاللهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ);(1) «اگر او را يارى نكنيد، البته خداوند او را يارى كرد، آن هنگام كه كافران او را [از مكه] بيرون كردند، در حالى كه دومين نفر بود [و يك نفر بيشتر همراه نداشت] در آن هنگام كه آن دو در غار بودند و او به همراه خود مى گفت: غم مخور، خدا با ماست. در اين موقع خداوند سكينه [و آرامشِ] خود را بر او فرستاد، و با لشكرهايى كه مشاهده نمى كرديد او را تقويت نمود و گفتار [و هدف] كافران را پايين قرار داد [و آن ها را با شكست مواجه ساخت ]و سخن خدا [و آيين او] بالا [و پيروز ]است، و خداوند عزيز و حكيم است.»
اهل سنّت مى گويند: اين آيه از جهاتى دلالت بر فضيلت ابوبكر دارد:
الف) از ابوبكر در اين آيه، به «يكى از آن دو نفر» ( ثانِيَ اثْنَيْنِ) تعبير شده است.
ب) خداوند او را مصاحب پيامبر(صلى الله عليه وآله) قرار داده است.
ج) پيامبر(صلى الله عليه وآله) به او فرمود: خداوند با ما است: ( إِنَّ اللهَ مَعَنا).
د) خداوند درباره او فرمود: ( فَأَنْزَلَ اللهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ...); پس خداوند آرامش و سكونت خود را بر او فرود آورد.
آنان با اين تعبيرها درصدد تمجيد ابوبكر برآمده و آيه «غار» را از فضايل او به حساب آورده اند، در حالى كه با كمى تأمّل در آن پى مى بريم كه نه تنها اين آيه در مدح او به حساب نمى آيد، بلكه در حقيقت از آياتى به حساب مى آيد كه مى تواند مذمت كننده او باشد و هر مدقّقى با كمى تأمّل به اين مطلب واقف مى شود. در اينجا به جواب از استدلال اهل سنّت به اين آيه مى پردازيم.
اوّلا: از عايشه نقل شده كه گفت: خداوند در شأن ما هيچ آيه اى را نازل نكرده است.(2)
ثانياً: تعبير از ابوبكر به يكى از دو نفر در اين آيه: ( ثانِيَ اثْنَيْنِ) تنها اخبار از عدد است و هرگز دلالت بر فضيلت او ندارد; زيرا گاهى اتفاق مى افتد كه نفر دومىّ كه با پيامبر(صلى الله عليه وآله) همراه است كودك باشد يا جاهل و يا مؤمن يا فاسق و... پر واضح است كه معيار فضيلت در قرآن منحصر در تقوا است، آنجا كه مى فرمايد: ( إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللهِ أَتْقاكُمْ) «گرامى ترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست»;(3) نه اينكه صرف همراهى با پيامبر باعث فضيلت باشد; زيرا تنها چيزى كه مصاحبت بر آن دلالت دارد، اجتماع در يك مكان است، همان گونه كه خداوند متعال در قرآن مى فرمايد: ( قالَ لَهُ صاحِبُهُ وَهُوَ يُحاوِرُهُ أَكَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِنْ تُراب ثُمَّ مِنْ نُطْفَة...);(4) «دوست [با ايمان] وى ـ در حالى كه با او گفتگو مى كرد ـ گفت: آيا كافر شدى به خدايى كه تو را از خاك و سپس از نطفه آفريد....»
پس مصاحبت به تنهايى دلالت بر فضيلت ندارد، تا چه رسد به افضليت.
ثالثاً: آيه در صدد اشاره به اين نكته است كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) در موضعى بس دشوار قرار گرفته بود و كسى نبود كه مصيبت را از او دفع كند، از طرفى ـ مع الاسف ـ ابوبكر به جاى اين كه از مشكلات حضرت بكاهد با خوف و ترسش بر مشكل پيامبر(صلى الله عليه وآله) افزود و نزديك بود كه كفّار از موضع آن ها در غار اطلاع پيدا كنند.(5) لذا پيامبر(صلى الله عليه وآله) چاره اى نديد جز آن كه او را با اين گونه تعبيرات ساكت و آرام كند.
رابعاً: اين كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) به او فرمود: خدا با ما است ( إِنَّ اللهَ مَعَنا) به جهت تسلّى خاطر او از مرگ بود; زيرا او شديداً ترسيده بود، و لذا هرگز نمى تواند فضيلتى براى او به حساب آيد.
خامساً: اين كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) به او فرمود: نترس ( لا تَحْزَنْ) معلوم است كه او در آن حين مى ترسيده است. حال اين موضوع از دو حال خارج نيست: يا ترس او به جا بوده و يا بى جا، اگر به جا بوده چرا پيامبر(صلى الله عليه وآله) به او فرموده: نترس. و اگر بى جا بوده معلوم مى شود كه اين آيه نه تنها دلالت بر مدح ندارد بلكه به مذمت نزديك تر است. چون خداوند متعال مى فرمايد: ( أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ).(6)
جالب توجّه اين كه اين حزن و اندوه او حتى در صورتى بوده كه ابوبكر بشارت هاى پيامبر(صلى الله عليه وآله) را مى شنيده و برخى از معجزات آشكار را هم ديده است، معجزاتى كه بايست او را به سرحدّ يقين برساند، معجزاتى كه خبر از محافظت او و پيامبر (صلى الله عليه وآله) از دست دشمنان مى داد، ولى در عين حال او بر خود مى ترسيد كه مبادا دشمنان از مخفيگاه آنان آگاهى پيدا كنند. حتى ديد كه چگونه در يك لحظه عنكبوت تارى را بر در غار تنيد و كبوترى نيز در آنجا تخم گذارد!!(7)
سادساً: هرگز جمله ( إِنَّ اللهَ مَعَنا) دلالت بر اين ندارد كه خداوند هر دو را يارى خواهد كرد، بلكه مطابق صدر آيه، نصرت فقط براى پيامبر(صلى الله عليه وآله) است; زيرا ضمير ( إِلاّ تَنْصُرُوهُ) و نيز ضمير ( فَقَدْ نَصَرَهُ اللهُ...) همگى به رسول خدا(صلى الله عليه وآله)برمى گردد و در نتيجه: خداوند اراده كرده كه رسول خود را يارى دهد. و اين هيچ نوع دلالتى بر فضيلت ابوبكر ندارد. و مى توان گفت كه حفظ ابوبكر به جهت حفظ رسول خدا(صلى الله عليه وآله)بوده است.
ثامناً: ضمير ( عَلَيْهِ) در ( فَأَنْزَلَ اللهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ) به شخص پيامبر(صلى الله عليه وآله) باز مى گردد به دو جهت: جهت اول اين كه در آن حال با اين حركات و جزع و فزع هايى كه ابوبكر داشت پيامبر(صلى الله عليه وآله) احتمال اين را مى داد كه قضيه فاش شود، لذا خداوند متعال سكينه اش را بر او نازل كرد.
جهت ديگر اين كه: ضماير قبل و بعد اين جمله همگى بدون شكّ به پيامبر(صلى الله عليه وآله)باز مى گردد; مثل ضمير در «تَنْصُرُوهُ ـ نَصَرَهُ ـ يَقُولُ ـ أَخْرَجَهُ ـ لِصاحِبِهِ ـ أَيَّدَهُ»، حال اگر تنها ضمير ( عَلَيْهِ) به غير حضرت باز گردد خلاف ظاهر و سياق است، و لذا احتياج به قرينه دارد.
اگر كسى اشكال كند: پيامبر(صلى الله عليه وآله) احتياج به سكينه و آرامش ندارد تا خداوند قلبش را با آن آرامش دهد. در پاسخ گوييم:
اوّلا: خداوند متعال در واقعه حنين فرمود: ( ثُمَّ أَنْزَلَ اللهُ سَكِينَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ);(8)«سپس خداوند سكينه [و آرامش] خود را بر پيامبرش و بر مؤمنان نازل كرد.»
از اين آيه و آيات ديگر(9) استفاده مى شود كه حتّى پيامبر(صلى الله عليه وآله) نيز هنگام شدائد، احتياج به سكينه و آرامش دارد.
ثانياً: سياق آيه در مقام بيان نصرت پيامبر(صلى الله عليه وآله) است; زيرا او در موقعيتى قرار داشت كه هيچ يار و ياورى براى او نبود، و از جمله نصرت ها، همين انزال سكينه و آرامش بر قلب پيامبر (صلى الله عليه وآله)و تقويت او به لشكريان غيبى است.
حال اگر اين آيه را با آيه «شراء» مقايسه كنيم، مى فهميم كه چه مقدار فرق اساسى بين اين دو آيه است; زيرا آيه «شراء» قطعاً فضيلتى بزرگ را براى حضرت على(عليه السلام) بيان كرده است. ولى با آيه «غار» نمى توان فضيلتى را براى ابوبكر اثبات كرد.(10)

1 ـ سوره توبه، آيه 40.
2 ـ صحيح بخارى، ج 3، ص 121; درّ المنثور، ج 6، ص 41; تفسير ابن كثير، ج 4، ص 159.
3 ـ سوره حجرات، آيه 13.
4 ـ سوره كهف، آيه 37.
5 ـ الدّر المنثور، ج 5، ص 75-74 ذيل آيه.
6 ـ سوره يونس، آيه 62.
7 ـ الدّر المنثور، ج 5، ص 75-74 ذيل آيه.
8 ـ سوره توبه، آيه 26.
9 ـ سوره فتح، آيه 26.
10 ـ على اصغر رضوانى، امام شناسى و پاسخ به شبهات (1)، ص 439.
منبع : سایت حضرت آیت الله مکارم شیرازی ( دامت برکاته )
علی |2010-02-18 17:05:51
خیلی زیبا بود
محمد  - سند دیگری بر تاریخ سازی برای برخی خلفا |2010-02-24 22:55:56
برای مطالعه بیشتر در این مورد به کتاب یارغار نوشته دانشمند محترم نجاح طائی مراجعه کنید

در آنجا با استدلال تارخی و عقلی دقیق این واقعه بررسی شده

موفق باشید :D
آخرین بروز رسانی در يكشنبه, 11 بهمن 1388 ساعت 16:21
 
(C) كليه حقوق معنوي اين سايت مطابق قوانين نرم افزاري متعلق به سايت فرزند كعبه مي باشد.